هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
373
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
مىخورد آنگاه دربارهء الاشعث و جرير از او پرسيد آنها را نيز به همان گونه توصيف كرد « 1 » . و همچنانكه در روايت شرح نهج البلاغة و ديگران آمده ميان عمر بن الخطاب و طلحة نيز خصومت ديرينهاى بود و عمر بن الخطاب از او كينه بدل داشت و روزى به او گفت : پيامبر خدا از دار دنيا رفت و بخاطر سخنى كه به هنگام فرود آمدن آيهء حجاب بر زبان رانده بود از تو خشمناك بود . او ( طلحة ) در آن روز گفته بود : او به حجابشان چهكار دارد حال آنكه فردا مىميرد و پس از او ما با آنها همبستر مىشويم . از آنجا كه روايت عبد الرحمن بن ابو بكر حكايت از شركت جفينه غلام سعد بن ابى - وقاص در اين جنايت دارد و سعد بن ابى وقاص رابطه خوبى با عمر بن الخطاب نداشت و به اضافه پيشبينى كعب الاحبار در مورد اين جنايت پيش از وقوع آن كعبى كه رابطهء مستحكمى با مغيرة بن شعبه و همهء منافقانى چون ابو سفيان و امثال او كه جز خرابى ، ويرانى و هرج و مرج چيزى نمىخواستند - داشت و نيز با توجه به اينكه در آن دوره از تاريخ مسلمانان ، يك برده نمىتوانست به تنهايى و به خاطر اينكه عمر بن الخطاب براى كاهش از ماليات اربابش واسطه نشد ، اقدام به كارى كند كه اركان دولتى را كه سرزمينهاى وسيعى به زير قدرتش در آمده بودند . مىتوان نتيجه گرفت كه اين اقدام ، نقشهء از پيش طرح شده و توافق قبلى ميان اينانى بود كه خليفه را موى دماغ خود مىديدند و در خفا دشمنى و كينه او را در دل مىپروراندند و او نيز به نوبه خود هر از گاهى برخوردهاى منفى با ايشان مىكرد . و در اينجا ناگزير بايد به شركت « جفينه » بردهء سعد بن ابى وقاص در اين ترور توجه كنيم . چرا كه سعد از سوى مادرش حمئة خواهر ابو سفيان وابسته و در پيوند با خاندان اموى بود و ابو سفيان خود رؤياى قدرت گرفتن امويها را در سر مىپروراند و همچنانكه گفتيم اين امكان نيز وجود دارد كه وقتى به دربار خلافت پيوست از ابو بكر و عمر بن الخطاب وعدهاى در اينكه خلافت اسلامى آنگونه كه جريان يافت جريان پيدا كند ، گرفته بوده است ولى زندگى عمر بن الخطاب بدرازا كشيده بود و بيم آن داشت كه جريان كارها به سودشان ادامه پيدا نكند بويژه و پس از ازدواج عمر با دختر حضرت على ( ع ) و به دنبال اظهاراتى كه عمر در مجالس و گفتگوهاى خود نسبت به حق على بن ابى طالب كه برخى را يادآور شديم اين انديشه در ابو سفيان شدت گرفت . عمر
--> ( 1 ) شرح نهج البلاغة ، جلد 3 صفحه 163 .